السيد حامد النقوي
64
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
مثل تصرّف و تحريف و عدم مبالات در احتجاجات آن را روا داشته بهر حال اثبات تمييز براى متاخّرين هم براى مخاطب عمدة الاماثل زهر قاتل و سمّ هلاهلست زيرا كه در افادات متاخّرين مثل متقدّمين هم مؤيّدات مطلوب اهل حقّ و يقين و مبطلات مزعوم مخالفين موجوده واقع پس اين تحقيق و تفريق باهانت و ازراء متقدمين و مدح و ثناى متاخّرين هم مخاطب را غير نافع مگر نه مىبينى كه علّامه سخاوى حديث انا مدينة العلم را در مقاصد حسنه وارد كرده بيان صحت آن و تخطيه كسى كه حكم را به وضع آن نموده از علائى نقل فرموده و مخاطب نحرير بسبب كمال اخلاص و ولاء وصى بشير و نذير صلّى اللَّه عليه و آله ما نفح المسك و العبير در پى ابطال و توهين و تحقير و افساد درد و تعيير آن مىباشد پس بطلان مزعوم باطل او درين باب و مخالفت او با حقّ و صواب حسب اعتراف خودش در باب تمييز سخاوى عالى نصاب و افراد او احاديث حسان لغيرها در مقاصد حسنه واضح و لايح گرديد و نيز از عبارت سراسر بلاغت او ظاهرست كه علّامه سيوطى هم از ارباب تميزست و احاديث لغيرها در تفسير درّ منثور وارد كرده چه اگر سيوطى و الا مقام در درّ منثور موضوعات و سقام را داخل كرده باشد ذكر او در مقام مميّزين خلاف عقل و تمييز باشد پس معلوم شد كه غرضش آنست كه چنانچه سخاوى حسان لغيرها در مقاصد حسنه عليحده نوشت همچنين سيوطى در درّ منثور حسان لغيرها جمع نموده و پر ظاهرست كه در تفسير درّ منثور بسيارى از مؤيّدات اهل حقّ و مبطلات مزعومات اهل زور كه سماع آن هوش و حواس مخاطب و اولياى او از جا مىرود وارد كرده چنانچه بعد ملاحظه در منثور مقام تفسير آيه إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ الآية و آيه إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ و تفسير سوره برائت و امثال آن واضح و لائحست امّا